رفتن به بالا

رسانه ای برای مردم دماوند

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • جمعه ۴ خرداد ۱۳۹۸
  • الجمعة ۱۹ رمضان ۱۴۴۰
  • 2019 Friday 24 May
    تهران لطیف
    ٢۵(°C)
    وزش باد ٧(mph)
    فشار ٢۶.٠٢(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    رطوبت ٢۶.٠٢(in)
اوقات شرعی

مدتی است اذهان مردم درگیر واژه‌هایی همچون زلزله، هارپ، آزمایش‌های اتمی و … هستند؛ اما باید با یک علمی با این مخاطره طبیعی مواجه شد.

کشور ایران در پهنه زلزله‌خیز واقع شده است و از لحاظ ژئومورفولوژی صفحه‌های زمینی ایران از سمت شمال و غرب تحت فشارِ صفحه‌های زمینی کشورهای مجاور است و هر سال یک سانت به کوه‌های البرز و زاگرس اضافه می‌شود.

ما در آینده کوه‌های بلندمرتبه‌ای خواهیم داشت؛ چراکه صفحات زمینی کشورهای مجاور به صورت جابه‌جایی‌های تکنوتیکی به زیرصفحه‌های زمینی ایران فرو می‌روند و باعث ارتفاع بیشتر کوه‌های ایران می‌شوند؛ در ایران پنج نوع حرکات صفحات زمینی داریم که قالب آن‌ها حرکات گهواره‌ای یا جابه‌جایی افقی و عمودی صفحات زمینی است.

کشور ایران به دلیل قرارگیری روی کمربند زلزله‌خیز آلپ ـ هیمالیا و تنوع ویژگی‌های طبیعی از اهمیت خاصی برخوردار است؛ زلزله‌های مخرب و فاجعه‌آمیز چند دهه اخیر نشان داده که ایران کشوری زلزله‌خیز است و هیچ نقطه‌ای از آن از خطر زلزله در امان نیست.

از آنجا که متأسفانه برخی از شهرهای ایران در حاشیه گسل شکل گرفته‌اند و حرکت‌های افقی یا عمودی گسل‌ها منجر به بروز زلزله در این‌گونه شهرها یا نواحی پیرامون آن‌ها می‌شود، از این‌رو ضرورت پرداختن به میزان تأثیر گسل‌ها بر شهرهای کشور و راهکارهایی جهت کاهش خسارت‌های وارده به خوبی احساس می‌گردد، تا اولاً به مکان گزینی شهرها و شناخت گسل‌ها دقت بیشتری شود و ثانیاً اصول برنامه‌ریزی شهری و کاربری بهینه زمین و در نهایت مقاوم‌سازی ساختمان‌ها با معیارهای علمی در دستور کار متولیان امور شهری قرار گیرد.

*برنامه‌ریزی برای کاهش آسیب‌پذیری برابر زلزله

کاهش آسیب‌پذیری برابر زلزله تنها از طریق تمهیدات ساختمانی به دلایل متعدد مقدور نخواهد بود و هنگامی تحقق می‌یابد که ایمنی شهر در برابر خطرات زلزله به عنوان یک هدف در تمامی سطوح برنامه‌ریزی کالبدی مد نظر قرار گیرد؛ در میان تمام سطوح برنامه‌ریزی کالبدی، سطح میانی، یعنی شهرسازی و برنامه‌ریزی شهری کارآمدترین سطح برنامه‌ریزی برای کاهش آسیب‌پذیری در برابر زلزله است.

باید متذکر شد که مقابله با زلزله فراتر از واحدهای ساختمانی به عنوان یک مجتمع زیستی نیز مطرح است؛ در حقیقت می‌توان شهر را با هدف کاهش آسیب‌پذیری مقابل زلزله برنامه‌ریزی و طراحی کرد.

مهم‌تر از همه در مناطق شهری، تخریب و ریزش ساختمان‌ها و انسداد شریان‌های اصلی و فرعی موجود در منطقه سانحه دیده در اثر آوار ساختمان‌ها و حتی بروز آتش سوزی از پیامدهای بارز و اصلی زلزله هستند.

در میان این معیارها، ایمنی و حفاظت مناطق شهری برابر زلزله، معیاری است که می‌تواند به عنوان اهداف اصلی در برنامه‌ریزی کاربری زمین مناطق زلزله‌خیز در نظر گرفته شود و با ترکیب ضوابط و راهبردهای این معیار برابر خطرات زلزله، با سایر ضوابط و راهبردهای برنامه‌ریزی و طراحی شهری، امکان زیست مردم در محیطی مطلوب و ایمن را فراهم آورد.

اما سؤال اساسی این است که آیا ویرانی‌های ناشی از مخاطرات محیطی امری اجتناب ناپذیر است؟ این گونه وقایع را به عنوان رخدادی طبیعی نباید منشأ بروز ویرانی‌های گسترده و تلفات انسانی به شمار آورد؛ بلکه در حقیقت این مخاطرات انسانی و پیامدهای ناشی از آن به عنوان ساخته‌های دست بشر است که فاجعه می‌آفریند.

*آسیب‌پذیری بیشتر با موقعیت جغرافیایی خاص دماوند

شهرستان دماوند به لحاظ موقعیت جغرافیایی خود، از شمال به رشته کوه‌های البرز محدود می‌شود؛ این امر سبب جریان رودخانه‌ها و مسیل‌های گوناگون در این قسمت از شهر شده است؛ از طرف دیگر با توجه به وجود گسل‌های فراوان در نزدیکی و در داخل این محدوده، آسیب‌پذیری این نواحی برابر مخاطرات محیطی بیشتر می‌گردد.

مورد دیگری که خود موجب تشدید آسیب‌پذیری بافت‌های شهری این منطقه شده وجود بافت‌های قدیمی و ارگانیگ با منشأ روستایی در دل این منطقه است که پایداری اندک برابر مخاطرات طبیعی از مشخصه‌های اصلی این‌گونه بافت‌های شهری است؛ مشکل دیگر این گونه بافت‌ها دسترسی‌های نامناسب و محدود آن‌هاست که امدادرسانی به ساکنان آن‌ها پس از وقوع مخاطرات طبیعی را مشکل می‌سازد و می‌تواند شرایط فاجعه انسانی را دامن بزند.

عمق کم سنگ بستر (حدود ۵ متر) حکایت از ضخامت کم آبرفت‌ها در منطقه یک دارد و این مسئله به همراه شیب توپوگرافی زیاد موجب تحرک زیاد این آبرفت‌ها شده که شاخص این امر کج شدگی درختان بر اثر خزش زمین و وجود ترک‌های شاقولی و برشی در دیوار ساختمان‌هاست.

پیشرفت فرآیند خزش موجب بروز لغزش‌های کوچک و بزرگی در ناحیه می‌شود و در صورت بروز زلزله احتمال ریزش‌های متعدد و خطرناک سنگی وجود دارد. ساخت و ساز در لبه‌ها و گسترش پهنه‌های خاک دستی شرایط فیزیوگرافی منطقه سبب شده تا زمین این منطقه دارای تحرک زیادی باشد؛ از این‌رو احداث ابنیه در لبه‌ها و پرتگاه‌ها، باعث افزایش ریسک لغزش می‌شود.

از سوی دیگر گسترش ساخت و سازها سبب شده تا پهنه‌های وسیعی از خاک دستی تولید شود که پس از گذشت چند سال از آبرفت‌های منطقه غیرقابل تفکیک بوده و ساخت و ساز بر روی این پهنه‌ها می‌تواند فجایعی را به دنبال داشته باشد؛ به دلیل سست بودن این پهنه‌ها لغزش و خزش به صورت گسترده‌ای در آن‌ها وجود دارد و ترک‌های موازی و متقاطع موجود در این پهنه‌ها حکایت از ظرفیت بالای لغزش دارد.

*تشکیل بخش اعظم دماوند از پادگانه‌های آبرفتی

مساحت کل شهر ۵/۲۴۴۲ هکتار است؛ وضعیت توپوگرافی و زمین‌شناسی محدوده مطالعاتی به شرایط خاصی از ساخت و ساز در این محدوده منجر شده است که باید بررسی شود از لحاظ زمین‌شناسی متعلق به ناحیه جنوبی البرز بوده و دارای چه ویژگی‌های زمین‌شناسی است.

در جنوب محدوده مورد نظر تپه‌هایی وجود دارد که از توده‌های توف سبز و شیست‌های آهکی سیاه متعلق به سری سیاه تحتانی که دارای شکستگی بوده تشکیل شده است, شکستگی و فرسودگی سنگ‌های فوق‌الذکر نشان‌گر تکتونیزه بودن شدید منطقه است.

این سنگ‌های سبز بر روی خاک‌های قرمز دانه ای متعلق به سنگ‌های البرز قرار گرفته‌اند در جنوب شرقی محدوده ترانشه‌ای وجود دارد که آخرین بقایای سنگی البرز را می‌توان در آن دید؛ بین پست‌ترین نقطه شهر تا بلندترین نقطه آن اختلاف سطحی معادل ۵۰۰ متر به چشم می‌خورد.

از نظر ریخت‌شناسی به سه دسته تقسیم می‌شود: شمالی (در بخش البرز مرکزی که بسیار مرتفع است)، شرق (تاقدیس آیینه ورزان- دلیچای که از نهشته‌های تیره رنگ اغلب تخریبی و در ناودیس‌های مجاور بیشتر نهشته‌های کربناته) و در جنوب (آبرفت‌ها و سنگ‌های رسوبی به صورت تپه ماهورهای کم ارتفاع) دیده می‌شود.

بخش اعظم دماوند از پادگانه‌های آبرفتی تشکیل شده است که بر اثر فعالیت رودخانه‌ها و سیلاب‌ها در دشت و دامنه‌های مابین کوه‌ها و دو دو پهلوی مسیر رودخانه به‌وجود آمده است.

*نحوه شکل‌گیری دماوند و گسل بنیادی مشاء

شکل‌گیری اولیه دماوند که در راستای بهره‌برداری از آب و کشاورزی در امتداد مسیر رودخانه بوده است؛ امروز در مخروطه افکنه است که خود خطر سیل‌خیزی منطقه را تشدید می‌کند که تمهیدات خاص خود را می‌طلبد.

دماوند دارای دو زیر ناحیه (شمالی و جنوبی) است و آنچه مجزاکننده این دو بوده، گسل راندگی دهنار- مشاء است که خود از گسل اصلی آبیک – فیروزکوه (مشاء – فشم) تشکیل می‌شود و شهر دماوند عمدتاً در بخش جنوبی گسل مذکور قرار دارد.

گسل مشاء یکی از گسل‌های بنیادی البرز مرکزی است؛ این گسل به سمت شمال تحدب دارد و از حاشیه رشته کوه در باختر به سوی خاور البرز گسترش می‌یابد؛ مسیر این گسل دارای الگوی سینوسی با راستای خاوری ـ باختری در باختر و راستای باختر شمال باختری ـ خاور جنوب خاوری در بخش مرکزی است و در خاور به تدریج در جهت خاوری ـ باختری خم می‌شود.

شیب‌هایی در همه‌جا به سمت شمال دیده می‌شود که بین ۳۵ تا ۷۰ درجه تغییر می‌کند؛ حرکات راندگی بر روی این گسل قبل از دوره ژوراسیک آغاز شد و کل جابه‌جایی‌ها به حداقل چهار کیلومتر می‌رسد؛ این گسل می‌تواند به منزله یک بالاراندگی در برخی نقاط و روراندگی در سایر نقاط تلقی شود؛ بررسی محیط طبیعی این منطقه نشان می‌دهد که این محدوده دارای گسل‌های متعدد می‌باشد که حکایت از دینامیک فعال این منطقه دارد.

در فاصله نه چندان دور از شهر دماوند در سمت غرب گسل بزرگ شمال تهران و در جنوب غربی دماوند یا به عبارت دقیق‌تر در جنوب تهران گسل‌های کهریزک و … قرار دارد؛ بنابراین وجود تعداد گسل‌های فعال و اصلی در فواصل نه چندان زیاد از شهر دلالت بر حساس بودن شهر نسبت به خطر وقوع زلزله دارد.

*آسیب جدی به زیرساخت‌های شهری با فرونشست زمین

این امر شرایط نامناسبی را برای ساخت و ساز به ویژه ساخت ساختمان‌های بلند ایجاد کرده است؛ شیب نامناسب زمین نیز در این رابطه مزید بر علت شده است؛ بررسی‌های کالبدی نیز نشان می‌دهد که از لحاظ سلسله مراتب دسترسی به غیر از محدوده‌های با دسترسی ارگانیک و نامنظم که اکثراً شامل هسته‌های قدیمی بوده، این سلسله مراتب رعایت شده است.

از لحاظ ساخت و عمر بنا نیز این محدوده دارای شاخصی بالاتر از متوسط است؛ با این وجود باز هم در هسته‌های روستایی این نسبت رعایت نگردیده است؛ از لحاظ کاربری نیز بیشترین میزان به کاربری مسکونی و سپس دسترسی اختصاص یافته است و وجود کاربری‌های دانه درشت مانند فضاهای فرهنگی، دانشگاه‌ها و … به همراه زمین‌هایی با ظرفیت لازم را به منظور بهبود شرایط و کاهش آسیب‌پذیری ایجاد می‌کند؛ از لحاظ تأسیسات و تجهیزات نیز، تأسیسات حیاتی همچون آتش‌نشانی و … به نسبت وسعت و جمعیت محدوده ناکافی هستند.

بعضی از شهرها به «جامعه ایمن شهری» پیوسته‌اند، اما باید دید تا چه اندازه این برچسب با واقعیت همراه بوده است؛ آیا آن شهر در راستای پدافند غیرعامل و به هنگام مخاطرات طبیعی قدرت تاب‌آوری را دارد؟

یکی از اثراتی که می‌تواند این مخاطره طبیعی در برداشته باشد، بروز فرونشست زمین و شکاف زمین در منطقه‌هایی است که دچار کاهش سطح آب‌های زیرزمینی هستند و به نوعی دارای پوکی خاک هستند؛ این امر به زیرساخت‌های شهری آسیب شدیدی وارد می‌کند که خسارات مالی سنگینی در بر خواهد داشت.

انتهای پیام/م

اخبار مرتبط

نظرات

آخرین مطالب

نمایش مطالب پربازدید